راستش خیلی دلم گرفته.
این دل گرفتگی باعث شد به گذشته برگردم. البته نه خیلی دور. جلوی خودمو گرفتم. چون اگه خیلی دور می رفتم، اونقدر غمبار بود که نمی تونستم تحملش کنم. برای همینم به گذشته نزدیک (۵، ۶ سال پیش) قناعت می کنم.
خیلی وقتا به دو دوستم در همین ایران فکر میکنم.
دیگو و علیرضا... (دیگو فتاحی ( ارژنگ فتاحی ) و علیرضا رفعتی)
واقعا دلم براشون تنگ شده...
نمیدونم چی باید بگم...
چیزی که واضحه اینه که همزمان اسباب کشی کردیم و شماره های همدیگرو گم کردیم.
البته من شماره اونارو گم کردم.
اونا هنوز با همن.
خدا می دونه چقدر بدون اون ۲ تا بزمجه احساس تنهایی می کنم.
...![]()
+ نوشته شده توسط پارسا د. در 88/03/21 و ساعت
23:43 |

