بهم از بخشش و سخاوتمندی خدا گله کردی. گفتم شاید بتونم جوابتو بدم...
چند وقت پیش داشتم یک کتابی رو میخوندم که به چند جمله خیلی زیبا برخوردم.
اون کتاب می گفت:
درخواست کن و بدون که دریافت می کنی،
بگرد و بدون که پیدا می کنی،
بکوب و بدون که دری به روت باز میشه؛
چرا که هر کسی که درخواست کرده، میوه ای دریافت کرده،
و هر کسی که گشته، گمشده ای رو پیدا کرده،
و هر کسی که کوبیده، دری به روش باز شده.
کدوم مردی پیدا میشه که پسرش ازش نون بخواد و اون مرد بهش سنگ بده،
یا کدوم مردی پیدا میشه که پسرش ازش ماهی بخواد و اون مرد بهش مارماهی بده؟
شما فقط باید سعی کنید تا به فرزندانتون چیزهای خوب بدید و مطمئن باشید که پدر شما که در بهشته، چندیدن و چند برابر اون رو بهتون میده.
آرمین جان، از سخاوتمندی خدا مطمئن باش و هیچ وقت ازش ناامید نشو، به قول شهید دستغیب، بزرگترین گناه، نا امیدیه.
اگر دری رو زدی که بسته بود و باز نشد، بدون که پشت اون در یه هیولایی مثل سجین
با عقاید مسخرش بوده که خدا چون دوستت داشته، نخواسته با باز کردن اون در، گیر اون هیولا بیفتی...
مطمئن باش با بستن اون در، دری برات باز شده که پشتش هیچ خبری از سجین و سجین ها نیست.![]()
پس هیچوقت از خدا قطع امید نکن...![]()
یک شبی مجنون نمازش را شکست
با وضو در کوچه ی لیلا نشست
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق، دارم کرده ای
گفت: ای دیوانه، لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلی ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
.
.
.
ادامه مطلب
لازم به ذكر است: كه در دوبله آذری اين فيلم ها هم دستكاری شده و حتی بيش از نسخه هاليوودی تحريف هايی تاريخی از سوی مترجمين جمهوری آذربايجان در آنها اعمال می شود. در حالی كه فيلم های اينچنينی با اهداف و تبليغات سياسی هدفمند تهيه و فاقد ارزش و استناد تاريخي هستند.
برف است که می بارد،
برف است که می بارد بر این پهنه،
در بیشه صدایی نیست،
در قبری نه چندان ژرف،
مردمانی که آهنگ سفر کردند،
برف است که می بارد،
گویی صدایی میخواندمان،
فصلها، فصلها، همچون رودی طغیانگر، از پس چشمانمان رد می شوند،
در بهاران، آواز پرندگان و رویش گیاهان،
در واپسین لحظات عمر تابستان، نسیم پاییزی،
نسیمی که از میان شاخساران زمزمه مان میکند،
و برگهایی که بر زمین سرد و نمناک پاییزی سقوط می کنند،
و صدایی که ما را زمزمه میکند،
و اشک هایی که در خانه هایمان ریخته می شوند،
بی خبرند از آنجایی که هستیم،
برف است که می بارد بر این پهنه،
گویی صدایی میخواندمان،
آری؛ صدایی میخواندمان. ![]()
Don't Worry, Be Happy
From the Movie "Cocktails"
Performed by Bobby McFerrin
Here is a little song I wrote
You might want to sing it note for note
Don't worry be happy
In every life we have some trouble
When you worry you make it double
Don't worry, be happy......
Ain't got no place to lay your head
Somebody came and took your bed
Don't worry, be happy
The land lord say your rent is late
He may have to litigate
Don't worry, be happy
Lood at me I am happy
Don't worry, be happy
Here I give you my phone number
When you worry call me
I make you happy
Don't worry, be happy
Ain't got no cash, ain't got no style
Ain't got not girl to make you smile
But don't worry be happy
Cause when you worry
Your face will frown
And that will bring everybody down
So don't worry, be happy (now).....
There is this little song I wrote
I hope you learn it note for note
Like good little children
Don't worry, be happy
Listen to what I say
In your life expect some trouble
But when you worry
You make it double
Don't worry, be happy......
Don't worry don't do it, be happy
Put a smile on your face
Don't bring everybody down like this
Don't worry, it will soon past
Whatever it is
Don't worry, be happy
Why don't you try downloading the song?![]()
کدومو میخوای؟
بهتره بپرسم کدومارو میخوای؟
همشو میتونی تو روحیه پیدا کنی؛ اگه روحیه داشته باشی، همه اینها رو هم داری.
و روحیه رو فقط میتونی تو امید پیدا کنی.
پس امیدتو هیچ وقت از دست نده و به چیزای مثبت فکر کن.
به قول یکی از دوستام (پسرخالم)، زندگی همش مشکلات و سختیه و قسمت خیلی کمیش خوشیه؛ آدم باید یاد بگیره که همیشه قسمت پر لیوانو نگاه کنه و خوشی ها رو...![]()
![]()

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهای نقرهای، گوشوارهها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر دادهاند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایههای شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را میتوان در یادداشتهای تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.
این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بتپرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپها یا استانهای ایران به شمار میرفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقهای میرسند که هماکنون با نام «الخرقه» شناخته میشود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.
هرودت در تاریخ خود به بادهای شدیدی اشاره میکند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردبادها و توفانهای شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.
این گزارش میافزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

اما اکنون دو دانشمند باستانشناس ایتالیایی ادعا میکنند که شواهد برجستهای یافتهاند که ارتش ایران در توفان شنها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نامها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کردهاند.
فیلم باستانشناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستانشناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهنآلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار میکردند، اجساد و استخوانهای انسانهای را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاههای طبیعی زیاد در صحرا یافت میشود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیابهای یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.


هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمیگردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسهها به دست آمدهاند.


همچنین حدود یکچهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستانشناسی نیز یک بازوبند نقرهای پیدا شده و همچنین گوشآویز و چندین حلقه که شبیه تکههای گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکسهای به دست آمده ـ نشان میدهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشتهاند. حلقههای کروی که از نقره ساخته شدهاند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کردهاند و میگویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.


با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد
اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بياطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دستاندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:
1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان دادهاند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانهاي تبديل شده، به حال خود رها کردهاند...
2- فراموش نکردهايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار میرفت، دستهاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکردهاند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکردهاند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگیری کامل سد ، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش، هم خواهد شد.
4- بنا بر گزارشها و عکسهاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوانهاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخشهايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته میشود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!
منبع: تابناک
واقعا هدف این نهاد حفظ میراث و تاریخ و تمدن ایرانه، یا نابودی اون که به نفع برخی سودجویانه؟!!!
نتیجه ای که میشه از خبرگزاری های دولتی و غیر دولتی ایران گرفت، اینه که همون غربی که جمعه ها بهش پیام مرگ بر میفرستیم، بیشتر از ایران و ایرانی برای حفظ و احیای تاریخ ایران سر و دست می شکونن!!!
از گفتن این حرفها شرمم میشه...![]()
![]()

یادتونه چقدر مکافات داشتیم سر درس تاریخ؟!
الان واقعا دلم براشون تنگ شده...![]()
I am no one; so I can be every one!

