I'm going to an island,
Where the sun will always shine,
Where the moon is always riding on the sea;
And when I go I'll leave behind,
These chains that hold me down,
The time has come to set my spirit free,
Ah ah ... I will
ادامه مطلب
I'm going to an island,
Where the sun will always shine,
Where the moon is always riding on the sea;
And when I go I'll leave behind,
These chains that hold me down,
The time has come to set my spirit free,
Ah ah ... I will
تعریف جامعهشناختی مدرنیته
مدرنیته یعنی تمایز و تفکیک کارکردی نهادها و حیطههای حیات بشر در جوامع پیچیده.
مدرنیته یعنی «تمایز» در هر جامعه پیچیدهای، اعم از شرقی یا غربی؛ چهار حیطه کارکردی، بنا بر نیاز ساختاری، از یکدیگر متمایز میشوند. این گونه تمایز و تفکیک کارکردی لازمه بقا و ترقی جوامع پیچیده است. جای چون و چرا هم ندارد. این حیطهها عبارتند از: سازگاری (اقتصاد)، نیل به اهداف (سیاست)، اتحاد و همگونی(آموزش و قانون) و حفظ الگوها(دین).
لازمه پیچیدگی جوامع تخصص است و لازمه تخصص هم تمایز کارکردی حیطههای حیات بشر.
دوباره میسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو می زنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره میبويم از تو گـل
به ميل نسل جوان تو
دوباره میشويم از تو خون
به سيل اشك روان خويش
اگر چه صد سال مردهام
به گور خود خواهم ايستاد
كه بركنـم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولي هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميكنم
كنار نوباوهگان خويش
از من نپرس خونم کجاست، تو اون همه ویروونه
ای هم قبیله چی بگم، قبیله سرگردونه
ما دربه در تر از همیم، هم خونه ی بی خونه
غربت ما دیار ماست، خونین ترین ویروونه
دربه دری فال تو بود؛ اما نصیب ما شد
کودک نوزاده ی ما، با دست ما کفن شد
از من نپرس درد دلم، شکسته سنگ صبور
خاطره ها ویرونه هاست، قصه ها زنده به گور
چه آرزوهایی که نمرد، چه سینه هایی که نسوخت
کسی دیگه تو اون دیار، رخت عروسی ندوخت
باور کن ای هم آواز، نشکسته بال پرواز
بیا با هم بسازیم اون خونه رو از آغاز
غربت از اون خاک پاک، ما رو جدا نکرده
قبیله سر گردون به خونه بر می گرده به خونه بر می گرده
روزهای روشن خداحافظ، سرزمین من خداحافظ، روزهای خوبت بگو کجا رفت، تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت، انگار که اینجا هیشکی زنده نیست، گریه فراوون، وقت خنده نیست، گونه ها خیسه، دلا پاییزه، بارون قحطی از ابر میریزه، همه عزادار، سر به گریبون، مردا سر دار، زنا تو زندون، انگار که شبه هر روز هفته، از هر خونه ای عزیزی رفته، همه با هم قهر، همه از هم دور، روزا مثل شب، شبا سوت و کور، نه رو آسمون نه رو زمینیم، انگار که خوابیم، کابوس میبینیم، از زمین دوریم، از زمان جدا، حتی نمیایم به یاد خدا، روزای روشن خداحافظ، سرزمین من خداحافظ، نوبت میگیریم، گیج و بی هدف، واسه مردن هم باید رفت تو صف، روزا و شبا اینجور میگذرن، هرجا که میخوان ما رو میبرن، آخه تا به کی آروم بشینیم، حسرت بکشیم، گریه ببینیم، ای زن تنها، مرد آواره، وطن دل توست، شده صد پاره، ای زن تنها، مرد آواره، وطن دل توست، شده صد پاره، پاشو، کاری کن، فکر چاره باش، فکر این دل پاره پاره باش، پاشو کاری کن، فکر چاره باش، فکر این دل پاره پاره باش.
این دل گرفتگی باعث شد به گذشته برگردم. البته نه خیلی دور. جلوی خودمو گرفتم. چون اگه خیلی دور می رفتم، اونقدر غمبار بود که نمی تونستم تحملش کنم. برای همینم به گذشته نزدیک (۵، ۶ سال پیش) قناعت می کنم.
خیلی وقتا به دو دوستم در همین ایران فکر میکنم.
دیگو و علیرضا... (دیگو فتاحی ( ارژنگ فتاحی ) و علیرضا رفعتی)
واقعا دلم براشون تنگ شده...
نمیدونم چی باید بگم...
چیزی که واضحه اینه که همزمان اسباب کشی کردیم و شماره های همدیگرو گم کردیم.
البته من شماره اونارو گم کردم.
اونا هنوز با همن.
خدا می دونه چقدر بدون اون ۲ تا بزمجه احساس تنهایی می کنم.
...![]()
ویلیام شکسپیر:
" بزدلان قبل از مرگشان، هزاران بار می میرند؛
ولی دلیران، حتی یک بار هم مزه مرگ را نمی چشند."
رالف والدو امرسن:
" یک قهرمان، شجاعتر از یک فرد عادی نیست؛
بلکه تنها چند لحظه از او بیشتر شجاعت خود را حفظ می کند."
جوزف استالین:
" مرگ یک مرد، تراژدی است؛
حال آنکه مرگ ملیونها انسان، تنها آمار و ارقام است."
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما به آن سيد و اين مير ارادت داريم ما به لبخند گل سرخ شباهت داريم
راي هر پير و جوان موسوي است ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نه از افسانه می ترسم نه از شیطان
نه از کفر و نه از ایمان
نه از آتش نه از حرمان
نه از فردا نه از مردن
نه از پیمانه می خوردن
خدا را می شناسم از شما بهتر
شما را از خدا بهتر
خدا از هرچه پندارم جدا باشد
خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد
نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد
که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ای وحشت نما باشد
هراس از وی ندارم من
هراسی را از این اندیشه ام در پی ندارم من
در عالم بیم از آن دارم
مبادا رهگذاری را بیازارم
نه جنگی با کسی دارم
نه کس با من ...
..........................................................................................
برای چی یه همچین شعری باید سروده بشه، اونم تو جامعه ما!!!
تو ایران، ایرانی که مدتها قبل از اسلام و دیگر ادیان، مردمش یکتاپرست بودند.
شاعرش درست گفته. خدا به اشتباه شده آیینه وحشت.
درصورتی که خدا همیشه مظهر و سمبل مهربانیه.
خداییکه از روح خودش در انسان دمیده، چطور می تونه از ما پروا بخواد. چطور؟
دوستان عزیز:
به منظور حفظ سلامت محیط زیست ،
ظروف یکبار مصرف را مصرف نکنید.
![]()
William Shakespeare:
"Cowards die many times before their deaths;
the valiant never taste of death but once."
Ralph Waldo Emerson:
"A hero is no braver than an ordinary man;
but he is braver five minutes longer."
Joseph Stalin:
"The death of one man is a tragedy;
the death of millions is a statistic."
When you try to find The God, you find one thing for sure; you are only a voice, in a city of noise!
امسال می خواستم برای این روز مثل پارسال یه متن قشنگ بذارم؛ اما چون درسها زیاد بودن وقت نکردم. فقط یه بیت شعر گفتم که اونو می ذارم. از نظر ادبی چندان چنگی به دل نمی زنه. اما واقعا پر معناست:
بارالهی! می ننوشم، می کوشم ، جامه عزلت چرا؟
فاخری را تا جهان بود سروری بود، ساقی رضوان چرا؟
حافظا از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟
سال ۸۸ هم شروع شد.
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت.
از اینکه دوباره بهار اومده یا اینکه کلی وقتمو از دست دادم.
به هر حال، از خدا می خوام که تو این سال همه رو همونجور که کمک میکرد کمک کنه.
ازش می خوام به مردم این درک رو بده که چطور با محیط اطرافشون ارتباط درستی رو برقرار کنن.
ازش میخوام که همه چیز رو اون طور که خودش صلاح میدونه اداره کنه و نظامش رو زیباتر کنترل کنه تا بعضی وقتا شاهد صحنه های دلخراشی مثل بی احترامی یه غنی به یه فقیر یا یه انسان به طبیعت نباشیم.
از مردم هم می خوام تا بیشتر مراقب رفتارشون باشن. (البته این حرفارو به خودمم می زنم.)
به هر حال، امیدوارم سال نو تون مبارک باشه.![]()
صبح که داشتم می رفتم مدرسه یکی از دوستای قدیمیمو دیدم که درسش خیلی عالی بود و تو انرژی اتمی (سلام) هم درس میخوند.
اما نمی دونم چرا انقدر خمیده و تکیده شده بود و سیگار بدست.
خیلی ناراحت شدم. خیلی.![]()
تنها چیزی هم که بهش گفتم این بود که " چیه، سر صبحی داری میزنی تو رگ؟"
چی میتونستم بگم وقتی میدونم که حرفم هیچ اثری توش نداره. ها؟ چی میتونستم بگم؟
...
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنی تر می رسد روزی
کهکشان راه شیری تنها یکی از میلیاردها کهکشان در جهان هستیست.
ادوین هابل بر اساس شکل ظاهری کهکشانها، آنها را به 4 دسته مارپیچی ساده، مارپیچی میله ای، حلقوی و نامنظم دسته بندی کرد.
سهم تو از این جهان چیست؟
آیا اندیشیده ای؟
آیا روزها را با تازگی شروع می کنی؟
یا آنکه به فکر معجزه ای؟
اشتباه نکن٬
معجزه در درون توست.
برخیز و بیدارش کن. برخیز. برخیز و آزادش کن از زندان سینه ات تا به بزرگمردی ابدی تبدیل شوی.
برخیز...![]()
از راغ می روم به باغ؛ اما نه باقیست باغی...![]()
سلام. امروز واستون نت آهنگ فوق العاده زیبای اوه ماریا رو گذاشتم. لذت ببرید.
توبه بر لب ، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه. معصیت را خنده می آید ز استغفار ما.
گنجشگك اشي مشي, لب بوم ما مشين
بارون مياد خيس ميشي, برف مياد گوله ميشي
ميفتي تو حوض نقاشي
خيس ميشي, گوله ميشين
ميفتي تو حوض نقاشي
كي ميگيره فراش باشي
كي ميكشه قصاب باشي
كي ميپزه آشپزباشي
كي ميخوره حكيم باشي
گنجشگك اشي مشي..
آخه دیگه چقدر پیشرفت؟ چقدر تکنولوژی؟ چقدر ساخت و ساز؟
پدر زمینو درآوردین. بس کنید دیگه. به خدا بعضی وقتا می خوام بزنم دهن این کساییکه هی تکنولوژی میارن ( مخصوصا این برقیا رو ) رسما بزنم یه حالی بدم.
زمینو به گند کشیدین بابا. اه .
احتمالا زمین که تموم شد میخواین برین مریخو سیم کشی کنید. آره؟!!!
حالا اگه فقط برای مصارف پزشکی باشه یه چیزی؛ ولی نه برای عشق و کیف و حال. بفهمین نفهما. به خدا آدم با طبیعت حال میکنه نه با سیم و موبایل و ماشین. حالا اگه فهمیدین... به خدا نفهمیدین. می دونم. حالا حالا ها وقت می بره تا دو هزاریتون (دوزاری ابله نه اسکناس) بیفته.
نمی فهمین.
سلام بهراد جان. این هم نتی که خواسته بودی. شرمنده دیر شد چون همین امروز کامنتتو دیدم. ضمنا تو لینک زیر میتونی کلی نت پیدا کنی. لذت ببر...
پس به کجا می روید؟
اگر فقط بعضی ها به این مسئله دقت داشتن، الان وضع مملکت این نبود.
که باور می کند در باغ ما داغ صنوبر را که باور می کند افتادن سرو تناور را